أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
105
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كه : پوست اين گاو پر از زر كرده بستان و با مادر رجوع مكن ؛ گفت : ممكن نيست ، مردم بخنده افتادند و گفتند : بيخرد غلاميست ، در تفسير آوردهاند كه : اين فرشتهء بود كه خداى تعالى فرستاده بود تا بواسطهء اين كودك بخلقان باز نمايد كه هيچ كس به طاعت خداى و برضاى مادر و پدر زيان نكرد ؛ آن كودك بيامد و مادر را خبر كرد گفت : اى پسر چون فردا آن مرد را به بينى وى را بگوى كه : در كار اين گاو با تو مشورت ميكنم آنچه صلاح مىبينى مرا بگوى ، ديگر روز ببازار آمد و آن مرد را ديد و ماجراى گاو با وى بازراند ، آنمرد گفت : گاو را نگهدار كه عن قريب در بنى اسرائيل حادثهء افتد و ايشان را بدين گاو حاجت افتد چون از تو خواهند كمتر از پوست او پر زر كرده مفروش ، بعد از يك چندى چون اين حادثه افتاد در همهء بنى اسرائيل بدين صفت گاوى نبود الّا بنزديك اين غلام « 1 » آن گاو را به پوست وى پر از زر از وى بخريدند . « 2 » [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 68 ] قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ ( 68 ) گفتند : اى موسى دعا كن تا خداى بيان كند كه اين چه گاوى است ؟ - موسى جواب داد و گفت كه : اين گاو گاويست نه بزرگ و نه كوچك نه پيرى پير و نه جوانى جوان ، ميان اين هر دو است بكنيد آنچه شما را ميفرمايند آنگه گفتند : اى موسى حديث سال معلوم شد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 69 ] قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما لَوْنُها قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ ( 69 ) از خداى درخواه تا باز نمايد ما را كه رنگ اين گاو چگونه است و چه رنگ دارد ؟ - موسى عليه السّلام گفت كه : خداى ميگويد : كه گاوى مىبايد زردى سخت زرد كه رنگ او شاد و خرّم گرداند نگرندگان را ؛ اين رنگ بر گاو بهتر بود و چشم و دل را
--> ( 1 ) - در نسخ ديگر : « كودك » . ( 2 ) - در نسخهء قديمى : « از وى بخريدند ازين غلام » .